باسلام ووقت بخیر ،لطفا خودتان را معرفی فرمایید

با عرض سلام وادب و کسب اجازه از بزرگان فوتبال چوشل که واقعا یک سر وگردن از من بهتر بودند ،با توجه به تکلیفی که توسط شما به من محول شد که چطور در کنار کار کشاورزی و فوتبال تحصیلاتی نیز داشته ام به عنوان نماینده کوچکی از نسل گذشته در خدمت شما دوستداران ورزش هستم.

حسن هادی زاد هستم در سال ۱۳۴۶ در روستای خورتاب چوشل متولد شدم و در دوران کودکی پدرم را از دست دادم که بعد از آن با زحمات شبانه روزی مرحوم مادرم وایثار و از خودگذشتگی برادر بزرگم  رادمنش ادامه زندگی دادم که قبل از هر چیز زندگی خود را مدیون ایشان می دانم و از این موقعیت استفاده کرده وتشکر ویژه ای از برادرم دارم و از خدای بزرگ برای ایشان سلامتی کامل خواهانم.

میزان تحصیلات و خاطراتی که از ان دوران دارید را بفرمایید؟

من دوران ابتدایی و راهنمایی(1353تا1361)را در روستای چوشل درس خواندم ،خاطرات تلخ وشیرینی زیادی  داشتم  ،دوستان بسیار خوبی هم داشتم که با بیشتر انها نیز رابطه دارم ،البته سختیهای زیادی را در  آن دوران  کشیدیم ومشکلات زیادی هم داشتیم ،در کنار درس خواندن باید کار کشاورزی هم می کردیم .هیچ وقت یادم نمی رود در دوران ابتدایی برای گرم کردن کلاسها نوبتی هیزم جمع می کردیم وبه مدرسه می بردیم

یکی از خاطراتی که برای همیشه تو ذهنم است اینکه در دوره ابتدایی من مبصر کلاس بودم  و  اسم بچه هایی که شلوغ می کردند رو روی تخته می نوشتم تا معلم کلاس آنها را تنبیه کند در یکی از همین روزها  کلاس بیش از حد شلوغ شد ومن مجبور شدم اسم چند نفر را روی تخته بنویسم که معلم آمد و حسابی حال همه رو گرفت 

نکته حائز اهمیت اینجاست که توی اون اسامی اسم همسرم (خانم شهراز) هم وجود داشت و از روز ازدواج تا الان به خاطر همان موضوع بارها وبارها تنبیه شده ام.

برای ادامه تحصیل بعد از راهنمایی به لاهیجان رفتم و در دبیرستان سهروردی در رشته ریاضی فیزیک در سال 65 فارغ التحصیل شدم .دوران دبیرستان دوران بسیار سختی بود چون به علت نبودن امکانات حمل ونقل مجبور بودیم  در شهر خانه ای اجاره کنیم  ودر طول هفته علاوه بر درس خواندن باید پخت وپز خرید و نظافت را انجام می دادیم علاوه بر آن به دلیل علاقه  شدید من به خانواده و  فوتبال و دوستان فوتبالیم باعث شده بود که دوران سختی را پشت سر بگذرانم و همین سختیها تاثیر بسیاری روی درس خواندن می گذاشت ولی با تمام مشکلات در سال 1365 در دانشگاه مازندران(سراسری)قبول ودر سال 1369 در رشته اقتصاد(لیسانس)فارغ التحصیل شدم.

معلمان شما در روستای چوشل چه کسانی بودند؟

مرحوم مسلم اتحادی ،محمد صفری پور،محمد کارگر،حسین پور قاسم ،حکیم علی حکیمی ونادر حسین زاده از معلمان دوره ابتدایی و راهنمایی من بودند که بیاد دارم

بعد از تحصیل چه کار کردید؟

در سال 1369 در اداره پست استان هرمزگان (شهر بندر عباس)استخدام شدم و دو سال بعد به بانک تجارت همان استان نقل ومکان نمودم وسال 80 به تهران آمدم وتا کنون نیز کارمند بانک تجارت تهران هستم.

چند فرزند دارید؟

در سال 1370 با یکی از هم شاگردیهای  دوران ابتدایی که 5سال در یک کلاس و دوران راهنمایی را در یک مدرسه بودیم ازدواج کردم که ثمره این ازدواج 2فرزند است . پسرم ترم سوم رشته مهندسی کامپیوتر و دخترم سال دوم دبیرستان ،مشغول ادامه تحصیل هستند وهمسرم هم معلم هستند

.شما در دوره خودتان به عنوان یکی از فوتبالیستهای شناخته شده در

 مسابقات کاپ محلات لاهیجان وسیاهکل بودید ،خاطراتی را از آن دوران برای ما تعریف کنید ؟

همان طوری که مطلع هستید ورزش و خصوصاً فوتبال با خاطرات شیرین می شود اما قبل از هر چیز وظیفه خود می دانم از استادم که هم معلم دوران ابتدایی من بود وهم مربی وسرپرست فوتبال چوشل  مرحوم مسلم اتحادی یاد کنم( خدا روحش را شاد کند) که بدون هیچ چشم داشتی ،تمام فکر وذکرش اوقات فراغت بچه ها و فوتبال چوشل بود 

تب فوتبال در دوران ما بسیار داغ بود و شوق اشتیاق عجیبی در بین بچه ها وجود داشت ،در آن دوران، ما بخاطر اینکه فوتبال بازی کنیم باید در طول روز بشدت کار می کردیم تا بتوانیم غروب دور هم جمع شویم وبازی کنیم.

در آن دوران زمین مناسبی برای فوتبال وجود نداشت مجبور بودیم در زمین گرماخانی(کاظم باغه)یا روبرابر (محمدرضا باغ)که زمین نا هموار و کوچک بود بازی کنیم و هرساله مسابقات گل گوچک برگزار  و بعد تیم منتخب برای مسابقات محلات انتخاب می شد .

برای مسابقات ،نه کفش مناسبی داشتیم نه لباس همرنگی ،اما همیشه تیم اتحاد چوشل جزء مدعیان قهرمانی بود و بازیکنان بزرگی در این تیم بازی می کردند که زبانزد عام وخاص بودند وبخاطر اینکه نام عزیزی از قلم نیفتد از نام بردن اسامی خودداری می کنم .

اما خاطرات:

سال دوم ابتدایی بودم که از طرف استاد اتحادی برای تیم منتخب مدرسه انتخاب شدم ،همه منتخبین کلاس پنجم بودند ،سال سوم راهنمایی بودم که چوشل برای کاپ محلات دو تیم شرکت داد که یک تیم اتحاد چوشل وتیم دوم بنام شهدای چوشل نام گرفت که من با 15 سال سن کاپیتان تیم دوم شدم  ،تیم اول حذف شد ولی ما به فینال رسیدیم 

در روز فینال دو نفر از بهترینهای چوشل که سرباز بودند به مرخصی آمدند،یکی برادرم رستم هادی زاد بود ودیگری سلامت گلی پور که در آن دوران برای خودشان یلی بودند واسم این دونفر لرزه به تن حریف می انداخت 

من در روز فینال با حضور آنها کاپیتانی را قبول نمی کردم ولی به دستور مرحوم اتحادی جلوی تیم راه افتادم و کاپیتان ماندم (بعضی مواقع به شوخی به آنها می گویم ،من کاپیتان شما بودم)

خاطره دیگر اینکه یک روز در روز مسابقه از ماشین جا ماندم و با توجه به اینکه وسیله  ای  وجود نداشت ،تا روستای گلرودبار (محل مسابقه) دویدم و خودم را به مسابقه رساندم

آیا در رده باشگاهی هم حضور داشتید؟

خیر در باشگاههای بزرگ بازی نکردم ولی در زمان دانشگاه عضو تیم دانشگاه بودم وبه مسابقات دانشگاهی به شهرهای اصفهان وگرگان رفتم در همان موقع مدت کوتاهی عضو تیم خزر محمود آباد بودم ،سال 68 در مسابقات بین دانشگاهی ایران ستاره مسابقات انتخاب شدم 

با تیم بانک تجارت هرمزگان در مسابقات سراسری بانکها در رامسر شرکت کردم وچند صباحی هم در تیم نخل رودان بندر عباس بازی کردم.

نظر شما در مورد برگزاری مسابقات فوتسال چوشلیهای مقیم تهران چیست؟

حرکت بسیار خوب و پسندیده ای بود ،یک شور وشوق مضاعفی بین چوشلیها به وجود آورد ،من بعد از مدتی توانستم دوستان فوتبالی خودم رو توی سالن ببینم ،انشاالله ادامه داشته باشد و با برنامه ریزی درست ،سال به سال بهتر و پرشور تر برگزار شود

البنه از دوستان پیشکسوت فوتبالیم میخواهم که همکاری بیشتری داشته و در جلسات ورزشی مشارکت نمایند و همچنین از بانیان این مسابقات کمال تشکر وقدر دانی را دارم  

در مورد مشکلات روستای چوشل و راه حلهای ان توضیحاتی بفرمایید؟

در زمان ما یک زمین فوتبال  درست حسابی نداشتیم  ولی الحمدالله اکنون زمین فوتبال است که جوانان در آن فوتبال بازی کنند ،اما سوال اصلی من این است که آیا نباید روستایی با این قدمت و این همه ورزشکار یک سالن ورزشی داشته باشد . سال گذشته برای برگزاری یک مسابقه والیبال دوستانه به دلیل نداشتن زمین مناسب والیبال به یکی از روستاهای اطراف رفتیم که این برای روستایی به وسعت چوشل خوب نیست

چوشل دارای مدیران بسیار قوی است که هرکدام از آنها می توانند یک شهر یا یک سازمان بزرگ را اداره کنند،فقط کافیست که با هم متحد شوند ،من ضمن تشکر و قدردانی  از جنابعالی که دارید قدم مثبتی را در این راه برمی دارید و ضمن شناساندن افراد تحصیل کرده وموفق  راه کارهای خوبی هم پیشنهاد می نمایید به عنوان فرزند کوچک سرزمین مادری از همه بزرگان می خواهم که در این راه به شما کمک کنند

هر کاری را باید از جایی شروع کرد ،هر چند در اول کار سختیهای مربوط به خودش را

  دارد ،به عنوان مثال در سال80 صندوق مهر یاران چوشل با 20 نفر عضو و ماهیانه

 1000تومان حق عضویت شروع به فعالیت نمود ولی اکنون با 220 عضو و بیش از 220

 میلیون تومان سرمایه همچنانبه کار خود ادامه می دهد  وبراحتی به هر عضوی بدو

ن هیچ گونه بروکراسی اداری وام می دهد و حتی در موارد خاص وام  ضروری هم

 پرداخت می نماید ..

یکی از دلایل موفقیت این صندوق اتحاد بین اعضاء و به خصوص بزرگان و هیئت مدیره است

ایا در زمانی که شما در چوشل حضور داشتید این اتحاد و یک دلی وجود داشت؟

بله وجود داشت ،یا حداقل خیلی بیشتر از الان بود ،می خواهم یک چیزی خدمت تان عرض کنم ،ما الان را نباید با چوشل 30 سال قبل مقایسه کنیم در آن موقع چوشلیهایی که خارج از چوشل زندگی می کردند به تعداد انگشتان دست بودند و اگر کسی قرار بود به تهران بیاید ،باید به مسافرخانه می رفت ولی اکنون از  هر خانواده چوشلی در تهران حداقل 3نفر( از نزدیکان درجه یک ) زندگی می کنندو ایام عید یا محرم  در چوشل ترفیک ایجاد می شود

چوشل اکنون افراد توانمندی را در خود می بیند، افرادی که از نظر مالی و علمی ومدیریتی می توانند کمک زیادی به چوشل بکنند اما یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که همه خودمان را بزرگ فرض می کنیم واز هم فاصله می گیریم و یک نوع بی تفاوتی عجیبی در بزرگان روستا می بینیم  واین باعث شده است که چوشل چند تکه شود 

روستاهای اطراف آن زمان برای تحصیل به چوشل می آمدند اکنون ما زیر نظر دهیاری آنها فعالیت میکنیم ،در زمان ما حداقل 4یا5 تا سوپر مارکت در روستا داشتیم خدا رحمت کند جواد طاهرقاسمی ،حاج سالار طاهرقاسمی ،حاج گلاب سیدحسینقلی و افراد دیگر رو که ذهن ندارم ،ما آن زمان حداقل مایحتاج زندگی رو از داخل روستا تهیه می کردیم ،ولی متاسفانه خدا نکنه که یک غریبه یا توریست به چوشل بیاید

ما این همه تحصیل کرده داریم ،دکتر داریم  ،مهندس و مدیر داریم ،این همه سرمایه دار داریم ،یک همت کوچک چوشل رو بهشت خواهد کرد ،اگر بزرگان بخواهند وهمت کنند

توصیه شما به جوانان ؟

ایمان به خدا احترام به بزرگتر ها خصوصا پدر ومادر، بعد درس ،درس،درس و ورزش تلاش وپشتکار 

پیشنهاد شما برای هر چه بهتر شدن وبلاگ صدای چوشل ؟

 تقاضا دارم برای بهتر شدن صدای چوشل اطلاع رسانی بیشتری  کنید تا همه عزیزان چوشلی بتوانند از مطالب وبلاگ یا مصاحبه ها استفاده کرده و یا در این امر کمک تان کنند واز دوستانی که از وبلاگ دیدن می کنند می خواهم که راه کارهای خود را جهت آبادانی روستا بیان نمایند.

حرف پایانی؟

در پایان از تمام کسانی که در زندگی شخصی و ورزشی ،برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم ،هم چنین از همسر گرامیم که در تمام سختیها و مشکلات زندگی یار و یاور من بودند تشکر  ویژه ای دارم و از همه دوستان و هم کلاسیها حلالیت می طلبم وبرای پدر ومادر عزیزم طلب آمرزش میکنم .ضمنا دو تن از دوستان دوران راهنمایی خودم ،مرحوم ابوالقاسم نیری و مرحوم یوسف بخشنده طلب مغفرت میکنم 

از جنابعالی ودوستانتان بخاطر ایده جدید که برای پیشرفت و آبادانی روستای چوشل قدم برمی دارید تشکر می کنم      

من هم به نمایندگی از دوستان وبلاگ صدای چوشل ،از جنابعالی تشکر

وقدر دانی می کنم و امیدوارم که در آینده از راهنمایی های شما بیشتر

استفاده کنیم


موضوعات مرتبط: آرشیو مصاحبه ها

تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 10:1 | نویسنده : علی ملایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.